X
تبلیغات
رایتل
قالب وبلاگ

ماهان ، ماه زندگی مریم و علی
 
چت باکس


سلام سلام 

بعد از دو هفته گردش و تفریح دوباره برگشتیم خونمون . جاتون خالی خیلی خوش گذشت سفر خوبی بود الان با روحیه توپ آماده رسیدگی به کار و زندگی هستم . 

به ماهان هم خیلی خوش گذشت البته فقط زمانهایی که توی جاده بودیم می گفت مسافرت هستیم وقتی به شهری می رسیدیم به نظرش مسافرت تموم شده بود. واسه خودش کلی بازی و شیطونی کرد کلی آب بازی کرد . 

مامان شهناز هم باهامون اومده بود که بودنش باهامون خیلی خوب بود . 

ماهان هرجایی که بودیم واسه خودش کلی دوست جدید و همبازی پیدا می کرد و مشغول بدو بدو یا توپ بازی می شد البته گاهی که کسی نبود بابا علی زحمت همبازی شدن با ماهان رو می کشید گاهی هم مامان شهناز رو مجبور به توپ بازی می کرد و اونم بهش می گفت مامانی من با این زانودردم که نمی تونم باهات بازی کنم ولی مگه حریف ماهانی می شد و بالاخره یواش یواش باهاش بازی می کرد . 

هرجایی می رسیدیم شصت بار می رفت دستشویی اصفهان خونه دایی پرویز که دیگه نگو هر ده دقیقه می گفت دستشویی دارم .   

روز آخری که یاسوج بودیم زنبور پای باباعلی رو نیش زد آخه جایی که سوئیت آپارتمان گرفته بودیم پشت ساختمان زنبور داری داشتند و وقتی پنجره رو باز می گذاشتیم همیشه یکی دوتا زنبور توی خونه بود وقتی این اتفاق افتاد ماهان با تعجب نگاه می کرد که باباعلی چطور نیش زنبور رو از پاش بیرون آورد و بعد وقتی از صاحب آپارتمان پرسیدیم که برای تسکین درد چه کار کنیم و گفت باید روش یخ و بعد پیاز بزارید هر کسی که بهمون زنگ می زد گوشی رو می گرفت و با هیجان این اتفاق رو با همه جزئیات تعریف می کرد . ما همش خدا رو شکر می کردیم که این اتفاق واسه ماهانی نیفتاد آخه بچه ها کم طاقتند. 

حالا سر فرصت عکس هم میزارم. 

  

باغ گلها - اصفهان

 

 

 پل خواجو - اصفهان 

  

 

سعدیه - شیراز 

 

 

آبشار یاسوج  

[ شنبه 26 شهریور‌ماه سال 1390 ] [ 11:34 ق.ظ ] [ مریم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
امکانات وب
تعداد بازدید ها: 39168