X
تبلیغات
رایتل
قالب وبلاگ

ماهان ، ماه زندگی مریم و علی
 
چت باکس


سلام 

این روزهای ما مثل هم میگذره تقریباً ، همه چیز در امن و امانه شبگرد هم بیداره 

 

سرویس مهدکودک ماهان عوض شده واصلاً با سرویس جدید کنار نمیاد اگر یه زمانی برسن سازمان و من یکی دودقیقه دیر کنم غوغایی به پا میکنه که بیا و ببین یه جوری گریه میکنه و هق هق که گاهی همکار ها دورش جمع میشن ببینن چی شده . جالبه که خاله شهره ( راننده جدید ) هم اصلاً تلاشی واسه دوست شدن با گل پسری نمیکنه ماهان عقب نشسته به گریه کردن و اون هم نشسته پشته فرمون منم وقتی میرسم و این صحنه رو می بینم اینجوریم 

  

دیروز ماهان رو از طرف مهدکودک برده بودن جشن خاله شادونه که خیلی بهش خوش گذشته بود ، بنظرم خاله شادونه از بین مجری های کودک خیلی دوست داشتنیه خودم هم دوستش دارم   

 

یه جشن عروسی در پیش داریم ، عروسی مهسا جون ( دختر عموی ماهان ) که کلی کار دارم واسه این جشن ، لباس خریدن واسه ماهان ، خودم هم خرید دارم یه کوچولو ، موهامو نمی دونم چه رنگ کنم ، آرایشگاه کجا برم ، چه مدل موهامو درست کنم و .... 19 آبان جشن جنابندانه و 24 آبان عروسی . انشالله خوشبخت بشن  

 

 

[ دوشنبه 9 آبان‌ماه سال 1390 ] [ 09:56 ق.ظ ] [ مریم ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ
امکانات وب
تعداد بازدید ها: 39168